hossein.bushehr.ws

خداحافظی

دو لیست دارم. یکی از یکی بلندتر و سخت تر. یکی خداحافظی ها و یکی کارهایی که باید انجام بدم.

لیست اول خیلی سنگین تر از لیست دوم شده و باز هم سنگین تر خواهد شد. لیست دوم با وجود سبک تر بودن، بعضی از ردیف هایش خیلی چشمگیرتر از لیست اول شده و زمان موقت بیشتری برای حل شدن لازم داره.

این وسط بعضی اتفاقات کوچیک و بزرگ، هر دو لیست رو پرت میکنه یه طرف و مغزت رو به هنگ واقعی میرسونه! خلاصه شلم شوربا که میگن، دقیقا همین روزهای آخره که وصفش در این نوشتار نگنجد!

 

خلاصه گفتیم ۸ یا ۹ سال زندگی ما توی همین نوشتن بوده و نصف لیست اول هم یا همین جا بوده اند و یا هستن. اینه که گفتیم حداقل توی این فاصله ای که به رفتن مونده رسما بیاییم نوشتاری بدیم به این مضمون که:

شاید فرصت حضور پیش شما و صحبت تلفنی نباشه. اینه که اگه خیر و خوبی ما به شما رسیده که دعامون کنید. اما اگه شر و بدی ما، چه حضوری و چه غیابی به کسی رسیده؛ هر چی هست به حساب اینکه انسان جائز الخطاست بگذارید و همه رو به بزرگواری خودتون ببخشید. بار به دوش ما نگذارید که خیلی سخته. خیلی…

 

پ.ن ۱: حلال کنید آقا…حلال کنید خانم… سفر سخت تر از حج نیست.

پ.ن۲: کلا نوشتن یادم رفته. باید از دستور زبان فارسی هم حلالیت بطلبم که این طور داغونش کردم..

این مطلب در دسته بندی عمومی قرار دارد . مطلب بعد از آن سفر می باشد و مطلب قبل از آن می آید می باشد .


۱۶ پاسخ برای خداحافظی