hossein.bushehr.ws

بهترین

همیشه بهترین دور از دسترس ترینه!.

۴ نظر »
دسته بندی : روزنوشت

افطاری

یه افطاری برگزار شد در حد تیم شاهین بوشهر!
افطاری کاملا ساده بود. میز سلف سرویس حکایت هیچ چیزی نداشت! اندک طعامی روی میز چیده شده بود؛ تا روزه دارانی که رنگ رخسارشان شبیه سمت راست بنر وبلاگ اینجانب شده بود؛ بعد از خوردن آن طعام ساده، رنگشان به زندگی و حیات بازگردد.
مراحل کار بسیار متفاوت بود.
جلسات متعدد در گرما و شرجی خفقان آور بوشهر و در شرایط فوق العاده سخت که هیچ جنبنده ای تاب تحمل ایستادن و حرف زدن در آن شرایط را نداشت، با حضور پژوهشگران و پروفسوران خبره برگزار کننده افطار (هادی، ردپا، شکوفه یاس، سوگند شبانه من و تو، روزبه، میلاد، محمود و جمیع وبلاگستانی های دیگر) از هفته پیش، به صورت تماس تلفنی از منزل و محل کار!!!! برگزار گردید.
پس از رسم نقشه راه و طی مراحل مختلف، سیل خروشان دعوت شدگان در یک مجلس افطاری کاملا مشکوک و مجلل، که هزینه های آن سر به زیر زمین کشیده شده بود؛ در منزل یکی از همسایه ها تعیین شد.
پس از رسم نقشه راه، اینبار نوبت به مجلسی مالامال از معنویات و دعا و سراسر نور و نور بود که اسامی تعدادی از دوستان به رسم ادب و تبرک با خط مبارک و نورانی حضرت والا، عالیجناب سید طارمه (سلام وبلاگستان علیه) نگارش گردد و نگارش اسامی باقی دوستان نیز با هدایت و ارشاد و راهنمایی های همین سید بزرگوار، توسط سیدی دیگر نگارش گردد تا به برکت این تبرک، دوستان از این محفل نورانی نیز سهمی برده باشند.
آنگاه ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس بشد و با حضور پروفسوران عمران ( هادی، میلاد و ممد بابا) در منطقه مورد نظر، چنان ایده ها و تفکرات و نوآوری های عمرانی تراوش کرد و چنان مدیریتی بر پروژه اعمال گشت؛ که همگان انگشت به دهان ماندند و کف چیل!!! قاطی کردند که چگونه این عمرانی های عزیز توانسته اند اینچنین محلی را برای افطاری آماده بنمایند.
باری خداوندگار به همت مردان و زنانی از این دیار، دست های خود را از آستین آنان برآورد؛ تا شاهد برپایی سفره ای باشیم که مجلسیان بهارستان نشین، خوابش را هم در افطاری های خود نمی دیدند.
افطاری سراسر نور و معنویت اینان، چنان ساده بود که اینجانب از قرار دادن هر گونه عکس از آن بسی شرم دارم که مبادا این افطاری دستمایه ریا آنان از نگاه دیگران گردد.
این افطاری نورانی از ساعت ۱۹ رسما آغاز و در ساعت ۲۱ رسما پایان یافت.
بحث های صورت گرفته در این مجلس نورانی آنچنان زیبا و غرا و بزرگ بود که صلوات های بلندی در پایان هر بحث برای دوستان عمرانی سخنران، فرستاده میشد!
اینجانب ثواب گذاشتن عکس های این محفل نورانی را به دیگر دوستان واگذار می نمایم تا انشاءالله آنها نیز در این راه پر خیر و برکت، آخرت خود را نیز آباد گردانند.
انشاءالله
در پایان نیز سنت حسنه ای اجرا بگردید و دیگرانی نیز از این محفل نورانی بهره مند گردیدند!

من الله توفیق

صلوات محمدی ختم کنید.

———

پ.ن ۱: ۶۰ تا نونناااااا
پ.ن ۲: حالا مو کِمو از اینا بخورم؟
پ.ن ۳: من و این همه خوشبختی؟؟ محاله محاله!
پ.ن ۴: کف چیل!!!
پ.ن ۵: ه هه ها هه ه ه ه ه (خنده هادی!)
پ.ن ۶: عروسی!

——-

مطالب مرتبط

۱) افطاری وبلاگی

۲) بخور بخور

۳) افطاری وبلاگی

۴) بودم بودی بود بودیم بودید نبودند

۵) کلو وشربو

۶) بعد از افطاری

۷) افطار ۲۴ شهریور ۸۸.

۳۶ نظر »
دسته بندی : عمومی

دست ها

دست های خالی من، شرمنده نگاه تو….

۴ نظر »
دسته بندی : روزنوشت

دوستان

دوستان همسفر.

۶ نظر »
دسته بندی : روزنوشت

قاصدک

قاصدک!
ابرهای همه عالم
شب و روز
در دلم می گریند..

۲ نظر »
دسته بندی : روزنوشت

تاریخ

۲۱/۹/۲۰۰۵

۹/۹/۲۰۰۹

.

۱۳ نظر »
دسته بندی : عکس