کنسلیزاسیون
۱)
آدم نزدیکش که میشه دیگه کار تمومه. دیگه راه برگشتی نیست. همینجاست که وقتی درونش متمایل به راست میشی؛ ۱ و ۲ با هم میاد!!! و هر دو تاش قاطی میشه و تو دیگه توی خودت نیستی و نمیفهمی باید چیکار کنی توی اون وقت کم.
۱ یا ۲؟؟؟ مسئله کدام است؟
۲)
اینم کنسل شد رفت ۲۰ تیر. سیاسی کجا بود بابا. برق نبود! گرم بود و تاریک!
حیف اون صبحانه و ناهار خوشمزه که تند تند خوردیم و نفهمیدیم چی خوردیم!
۳)
انگاری باید خیلی چیزها رو عقب بیاندازیم عزیز. شد ۱۴، ۱۷ و ۲۰ تیر!!! ۴ تیر و بعد ۱۴ و آخر آن ۱۵ رویایی ما کجا و حالا این بساط شلم شوربا کجا.
باز کن آغوشت را عزیز که تاب تحملی نبود این روزهایمان و سر رفت حالا…
۴)
ما اگر ز خاطر خدا نرفتهایم، پس چرا به داد ما نمیرسد؟ ما صدای گریهمان به آسمان رسید، از خدا چرا صدا نمیرسد؟





