hossein.bushehr.ws

غم هجر

در غم هجر روی تو رفته زکف قرار دل

گر ننمایی ام تو رخ وای به حال زار دل

نیست شبی که تا سحر خون نفشانم از بصر

زآنکه غم فراق تو کرده تمام کام دل…





پ.ن۱:

حرف خودم را در کنار خانه ات، حتی با سیلی سخت و سنگین امروزت پس نمی گیرم!

خواستمت که بدانمت و حالا که بهتر از قبل می دانمت؛ رهایت نمی کنم!

پ.ن۲:

از حاج وحید و خانم محترمشون برای دعوت شب گذشته بسیار ممنونم. شام بسیار رنگارنگ و خوشمزه ای بود. امیدوارم خانه ای که گفتند هر چه زودتر بزرگتر شود.

پ.ن۳:

در مورد قرار دوستانه سه شنبه هفته گذشته (عید قربان)، قرار بود در جمع شب گذشته صحبتی با دوستان داشته باشم که صلاح به گفتن در جمع دوستانه دیشب نبود.

غیبت نیم ساعته من در ظهر روز سه شنبه، هیچ دلیلی جز درد شدید سنگ کلیه نداشت. بهترین راه حل برای آرام شدن این درد، پناه بردن به ماشین و بعد از آن قدم زدن های پیاپی بود. هیچ دلیلی برای از بین بردن شادی یک جمع با یک درد تکراری که خود راه درمان آن را می دانستم؛ وجود نداشت. ضمنا ناراحتی از شخص، اشخاص، موضوع، حرف و یا هر عامل دیگری که به ذهنتان خطور می کند؛ در این امر دخیل نبود و دلیل اصلی تنها همانی بود که نوشته شد.

.

۱۲ نظر »
دسته بندی : عمومی

حفاظت شده: باز هم سکوت

این محتوا با رمز محافظت شده است. برای مشاهده رمز را در پایین وارد نمایید:

دیدگاه‌ها برای حفاظت شده: باز هم سکوت بسته هستند
دسته بندی : شخصی

مناجات

تصویر




صدا:




غفلت و قصور از من است و خود به همه آن آگاهترینم. اما اگر بدانی لحظه لحظه این حرف های پنهانی ات را که اشاره می کنی و می گویی چقدر دوست دارم؟.

۲ نظر »
دسته بندی : عمومی

خواب

.

دیدگاه‌ها برای خواب بسته هستند
دسته بندی : شخصی, عکس

پنهان چو دل

ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم
تو کعبه‌ای هر جا روم قصد مقامت می کنم
هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری
شب خانه روشن می شود چون یاد نامت میکنم
گه همچو باز آشنا بر دست تو پر می زنم
گه چون کبوتر پر زنان آهنگ بامت می کنم
گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل می زنی
ور حاضری پس من چرا در سینه دامت می کنم
دوری به تن لیک از دلم اندر دل تو روزنی است
زان روزن دزدیده من چون مه پیامت می کنم
ای چاره در من چاره گر حیران شو و نظاره گر
بنگر کز این جمله صور این دم کدامت می کنم


.

۶ نظر »
دسته بندی : عمومی