hossein.bushehr.ws

آغاز … ۱

مرامنامه خواندن!


بسم الله…

حتی صدایت می کند « صارعو الی مغفره من ربکم…»  خدایی که میشود دورش چرخید و مثل چوپان داستان موسی و شبان بهش گفت «الهی دورت بگردم!»

۳)

ماه رمضان ۱۴۲۷ ه.ق

مهرماه سال ۱۳۸۵ ه.ش

شب قدر

مصلی نماز جمعه

می گوید و می خواند.شاهمیری را می گویم.امسال فقط برای او قرآن به سر مانده ام.وگرنه سالهاست که با حرفهایی که میزنند؛ راه خانه را بیشتر از آن دوست داشته ام!

می گوید سکوت می کنم و خودتان هرچه می خواهید بگویید تا برآورده شود!

دعا می کنم به دیگران.به تمام آنچه که در ذهنم می آید.برای هر کسی که یادم است و یادم نیست. و آخر می رسم به خودم.گرفتار ۲ کار شده ام و باید حلشان کنم.حل نشود؛ شاید یک عمر عقب بمانم.می گویم که گرفتارم و حلشان کن.

مانده ام دیگر چه بخواهم.دلم می گیرد.دلم سالهاست که گرفته.از این دیوارهای تنگ و تاریک شهر و دیوارهایی که تا سرت را می چرخانی میخوری به محدوده تنگ قفس خودت. دلم سالهاست از این دهان هایی که زبانشان چرخیده به همه چیز، جزء به گوهر اصلی اش…گرفته. قدم هایی که به این جا و آنجا می رود و جز به دیوارهای این قفس تنگ جایی نمی رسد.

دلم آزادی می خواهد. آزادی بی قید و بند بندگی در یک هوای آزاد.دلم آزادی یک هوایی را می خواهد که فریاد بزنم؛ از این رنگ و بی رنگی و تظاهرهای ریایی و نهان پشت این ریاها.

دلم دلیل و استنباط زمین و زمان کهکشان و زیبایی را برای بودن تو نمی خواهد.

دلم حرف های تکراری بودن تو و حکیمی و رحیمی و تو نماینده فضلی را نمی خواهد.

دلم حریم حرم امن تو را می خواهد.

که امن باشد از همه چیز.از زبان و رنگ و نهان پنهان مردم.

حج می خواهم!

همین امسال!!!

دلتنگ آمدنم.

هر چه میدانی و من نمی دانم.

هر چه میدانم باز تو دانی.

ستارالعیوبی تو به همه آنها.

می دانم که شاید نخواهی.

اما بخواه.

به امشب!

۲)

می گویند ثبت نام می کنند.دانشگاه کلاس ندارم اما سریع می روم.می دانم که بهترین راه است.می دانم که این را می گیرم.

آخر ۲ ماهی است که آن دو را که گرفتارشان بوده ام گرفته ام!

اما هنوز شک دارم.

نگاهی به لیست می اندازم.

۱۴۴ نفر؟؟؟

ماشاالله چقدر ثبت نام کرده اند.

بسم الله می گویم.

اول دوستم.

دوم دوستم.

حالا خودم.

۱)

قرعه کشی شده است و من خبری ندارم.تلفن زنگ میزند.پشت تلفن دارد جیغ می کشد که تو چهارمین نفری! آره.فکر کنم.چهارمی بودی.می خواهم حرف بزنم اما امان نمی دهد و باز جیغ میکشد که تو مسافری.حاجی قبول باشه.دعامون کن.باز جیغ میکشد و خدا خدا می کند.

میگویم چشمات رو باز کن ایمان.برو درست نگاه کن و حرف بزن.فکر کنم یعنی چه.برو درست ببین ایمان.برمیگردد به لیست و اندکی سکوت و آخر می گوید چهارم ذخیره… اما من میدونم که تو رفتنی هستی!

نگفتم نمی خواهی؟

چهارم؟

آن هم ذخیره؟

حرکت!

دو هفته گذشته است.صبح است.تلفن زنگ میخورد….

– آقای …

_ بله.بفرمایید.

– شما برای عمره دانشجویی ثبت نام کرده اید؟

_ بله.

– شما اسمتان از لیست ذخیره به لیست اصلی انتقال یافته. تشریف بیاورید دانشگاه و مدارک لازم را تحویل بگیرید!

.

دیدگاه‌ها برای آغاز … ۱ بسته هستند
دسته بندی : عمره دانشجویی

مرامنامه

بلاخره بعد از چند هفته باید و نباید و صحبت های بعضی از دوستان، نوشته های سفر عمره دانشجویی ام را که بازنویسی اشان کرده ام؛ در اینجا قرار می دهم.اما…

۱) هیچ وبلاگ نویس و خواننده وبلاگی، مجبور به خواندن مطالب نیست!

۲) مطالب طولانی است و ممکن است ۲ ماه طول بکشد تا مطالب به پایان برسد!

۳) در زمان قرار دادن خاطرات، وبلاگ پینگ نخواهد شد.

۴) در نوشته های من توصیف گل و بلبل و در و دیوار و عرب عربستان و مغازه و … نیست.پس اگر منتظر چنین خاطره هایی هستید؛ در اینترنت جستجو نمایید.

۵)یادداشت های سفر در دسته عمره دانشجویی قرار می گیرد که شما می توانید با کلیک بر روی صفحات قبلی و بعدی (انتهای هر مطلب) مطالب قبلی و بعدی را ملاحظه کنید.

۶)این خاطرات مربوط به کاروان اعزامی از اهواز (سال۱۳۸۶) به مدیر کاروانی آقای علیرضا علم و معاونت آقای شیعه زاده است.همچنین روحانی کاروان نیز آقای ربانی بوده است.

۷)یادداشت های من نه اغراق در آن است و نه غرور و نه عرفان و نه آنچه که شما تصور یک شخص جدا از این اجتماع را در ذهنتان بوجود آورید. یادداشت های من تماما آن حس هایی است که داشته ام و بعضی از آنها را آنجا و بعضی را نیز اینجا تکمیل کرده ام. با خواندن خط هایش چشم هایتان را تنگ و لب هایتان را به سخره باز نکنید که آنها برای من بوده و شما مجبور به خواندنش نیستی.

شما وبلاگ نویس.

اگر می خواهی بیایی و چیزی بنویسی که مانع از نوشتنم شود؛ پس نیا.

می خواهم یادگارهایم بماند.

حالا که تصمیم گرفته ام.

من می نویسم.

اما شما نیا !

.

دیدگاه‌ها برای مرامنامه بسته هستند
دسته بندی : عمره دانشجویی

نکته

 

۱)

 

کاش در این رمضان لایق دیدار شوم

سحری با نظر لطف تو بیدار شوم

کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان

تا که همسفر تو لحظه افطارشوم

 

۲)

نتیجه قرعه کشی:

 

۱)بوشهر

۲)روزی روزگاری

۳)موج

 

 

۳)

 

وبلاگ سفر عشق برای جمع آوری خاطرات، عکس ها و فیلم های عمره های دانشجویی راه اندازی شده است.

 

.

دیدگاه‌ها برای نکته بسته هستند
دسته بندی : عمومی

قرعه

۱)

 

 

توضیح فیلم: شروع نماز و خواندن سوره حمد در مسجد النبی


۲)

همسفر عشق
سرو
مثبت بی نهایت
عماد دشتی 
زنگ ریاضی
محمد
شکوفه یاس
رهگذر خسته
موج 
پا برهنه بر خط
کویر ام اس
تنها
شب های بی تپش
نوید
خاطره های سوخته
فرزاد دشتی
ستیغ
پویا
شعرانی
بکوارد
خنیا
ابوذر
پرشین فلش
گندمین
سوژه
آدم برفی
روزهایم آفتابی است
جاده
روزی روزگاری
خلبوس
هفت:مژده غضنفری
اشک و لبخند
یادداشت های یک خبرنگار
حمید شعرانی
حسین فخرایی:دیر بن بست
فرخ:وب نوشته های فرخ
بانوی ماه و آب

بنفشه

 

این لیست برای انجام یک قرعه کشی ساده است.هر کسی که دوست داره شرکت کنه و اسمش توی این لیست نیست، توی بخش نظرات اعلام کنه.

 


پ.ن۱: لیست طبق آخرین بروز رسانی بلاگرولینگ در ساعت ۵ صبح یکشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۶ نوشته شده و اول و آخر بودن هیچ تاثیری در نتیجه قرعه کشی ندارد!

پ.ن۲: در مورد قرعه کشی سوال نفرمایید.۴۸ ساعت پیش قرار بوده قرعه کشی رو اعلام کنم؛ اما بعد از ۴۸ ساعت هیچ متن درست و حسابی نتونستم براش بنویسم. تنها توضیحی که میتونم بدم اینه که این قرعه کشی مختص وبلاگ منه و هیچ ربطی به خانه وبلاگ نویسان ندارد.

پ.ن۳: اگه دلتون رو به پول و ماشین و … خوش کردین… خب خوش کردین.آرزو بر جوانان عیب نیست!

  

.

دیدگاه‌ها برای قرعه بسته هستند
دسته بندی : عمومی

ای نبی

 

 

لذت شنیدن و دیدنش از اینجا وصف ناشدنی است.اما آنجا بودن و شنیدن و به چشم خویشتن تصویر را دیدن، لذتی دیگر دارد که باید رفت و رفته باشی تا بدانی چیست عاشقی با مدینه و گنبد سبز و بقیع!

 

.

دیدگاه‌ها برای ای نبی بسته هستند
دسته بندی : شخصی, عمره دانشجویی

محرم

به کدامین نگاه و دل محرمی بسپارم نوشته های سفرم را؟

.

دیدگاه‌ها برای محرم بسته هستند
دسته بندی : شخصی