hossein.bushehr.ws

Feed Reader

 

و اما

 

همان طور که قبلا نیز گفتم؛ فید ریدر برای شروع فید بازی مناسب ترین گزینه است.برای اینکه به طور کامل از زبان فارسی پشتیبانی می کند!

پیش نمایش این برنامه را در حالت فارسی ببینید!

اما آنها که میخواهند شروع کنند.

برنامه را از اینجا دریافت و نصب نمایید.انتخاب زبان فارسی فراموش نشود!
در انتهای نصب ممکن است به شما پیغام عدم اتصال به اینترنت را بدهد که مشکلی نیست.اگر گیر مسخره داد؛ کانکت بشوید و پوشه هایی را که به صورت پیش فرض می آورد؛ انتخاب نکنید.این پوشه ها مجموعه ای از فیدهای پیش فرض است که شما هیچ نیازی به آن ندارید!

در حال حاضر اکثر وبلاگها دارای فید های ناقص و کاملی هستند.معمولا اکسپلورر ۷ و فایرفاکس به شما نشان می دهد که سایتی دارای فید هست یا نیست!
اکثر مواقع هم سایتها و یا وبلاگ ها داشتن فید را با تصویر مشهور آن اعلام می کنند.مثلا فید وبلاگ عصرونه در این آدرس است که در صفحه اصلی با شکل بزرگ آر اس اس مشخص است.

شروع کنیم!

برای شروع کافی است به اینترنت وصل باشید و روی کلید جدید کلیک کنید و آدرس فید را بدهید.
مثلا منتظر بمانید.
مطالب می آید.

خلاص!

به همین راحتی فید اضافه و از این به بعد در صورت آپدیت شدن وبلاگ؛ با اجرای برنامه، بروز شدن وبلاگ به شما نشان داده می شود.

اما امکانات جانبی

– شما می توانید فید وبلاگ ها را در پوشه های مختلفی قرار دهید.
– شما میتوانید با کلیک بر روی شکل دایره کنار مطلب اون رو به عنوان مطلب نخوانده، یا با کلیک روی ستاره به عنوان مطلب ستاره دار انتخاب کنید.
– در بخش عمومی تنظیمات می توانید لینک را در مرورگر خارجی باز کنید.
– در بخش پیشرفته تنظیمات شما می توانید پشتیبانی از متن های راست نویس را فعال نمایید.
–  با راست کلیک بر روی فید وبلاگ اضافه شده و کلیک بر روی ویرایش فید، شما میتوانید متن ها را راست نویس کنید!
– شما میتوانید برای بک اپ گیری از لینک فیدها، در قسمت پرونده، بر روی صدور OPML کلیک کنید و فایل مربوطه را در جایی ذخیره کنید و احیانا اگر برنامه حذف شد، با وارد کردن همین کد در بخش ورود OPML کل لینکهای قبلی را با چند کلیک اضافه کنید!

و هزاران مزیت دیگر!

پ.ن۱:ببخشید که آموزش خیلی نامفهوم و شاید هم گنگ شد.
خب مومن برنامه فارسی هم آموزش دادن میخواد که گیر میدی نامفهومه؟

 پ.ن۲: نبود؟ دیگه طراح نداشتیم؟ داریم جمع و جور میکنیما.فردا نگید نگفتید!

 

.

دیدگاه‌ها برای Feed Reader بسته هستند
برچسب ها :
دسته بندی : فیدخوانی

Rain

 

 

 

Listen to the pouring rain
Listen to it pour,
And with every drop of rain
You know I love you more

Let it rain all night long,
Let my love for you go strong,
As long as we're together
Who cares about the weather?

 

Listen to the falling rain,
Listen to it fall,
And with every drop of rain,
I can hear you call,
Call my name right out loud,
I can here above the clouds
And I'm here among the puddles,
You and I together huddle.

 

Listen to the falling rain,
Listen to it fall.

 

It's raining,
It's pouring,
The old man is snoring,
Went to bad
And bumped his head,
He couldn't get up in the morning,

 

Listen to the falling rain,
Listen to it fall,
And with every drop of rain,
I can hear you call,
Call my name right out loud,
I can here above the clouds
And I'm here among the puddles,
You and I together huddle.

 

Listen to the falling rain,
listen to the rain

 

Artist: Jose Feliciano  

Album:

Title: Rain

 


پ.ن ۱: سیستم در اتاق ریکاوری است.نه فایرفاکسی هست.نه اکستنشنی.نه فید ریدری.نه مسنجری…هیچ چیزی نیست.زندگی بدون تکنولوژی روز چه سخته!

پ.ن۲: آموزش پس از خروج سیستم از ریکاوری!

پ.ن ۳: اگر کلیپ رو نمی بینید یعنی از زندگی عقب هستید! آخه فلش روی سیستم شما نصب نیست.(اینجا هم پس رفت؟)

پ.ن۴: بگذارید کلیپ تمام شود.در انتهای کار نمونه کارهای دیگری از همین ترانه را می توانید انتخاب و تماشا بفرمایید! (این هم از مزایای تکنولوژی روز!!)

 

.

دیدگاه‌ها برای Rain بسته هستند
دسته بندی : عمومی

RSS

آهای ملت وبلاگ نویس!!!

یک زمانی یک لیست بلند بالای دوستان داشتیم که مجبور بودیم به هر کدامشان تک تک سر بزنیم تا بفهمیم کی مطلب جدید نوشته!
زمونه سختی بود تا وقتی که بلاگرولینگ کشف شد!
روزهای اول خیلی ها با اون مشکل داشتند.خیلی ها بلد نبودند اون رو تنظیم کنند.خیلی ها نمی تونستند کد رو بذارن.
اما روزهای اول گذشتند و بلاگرولینگ از نون شب هم واجب تر شد!!!

گذشت تا اینکه ۲ اتفاق افتاد.
بعضی وقتها بلاگرولینگ اسهال عادی می گرفت.بعضی وقتها هم خونی! ملت وبلاگ نویس هم دست به آسمان که برسان خدایا مددی!
بعضی وقتها هم دست های لطیف مبارزه با فساد در اینترنت، این سایت رو مورد لطف قرار میداد و میگفت: لینک نکن حسن.بلاگرولینگ خطرناکه حسن!

توی این بیچارگی ها بلاگرد با سیستمی کاملا ساده و صد برابر بهتر از بلاگرولینگ متولد شد.اما مورد استقبال تقریبا کامل وبلاگستان قرار نگرفت.شاید دودلی وبلاگستان برای انتخاب بین اکثریت و اقلیت، یکی از دلائل عدم گسترش بلاگرد بود.
اما نمی توان گفت که بخش اطلاع دهنده بروز رسانی بلاگرد موفق نبوده.

زمانه گذشت.تا اینکه یواش یواش سر و صدای نو رسیده دیگری درآمد.

بله. RSS یا به زبان خودمان خبرخوان یا شاید هم بتوان اسم آن را روزنامه هم گذاشت!
اصلا نترسید.هول نکنید.شما لازم نیست کار وحشتناک و سختی انجام دهید.
این روزها سیستم های وبلاگ نویسی، خودشان این بخش را آماده در اختیار شما قرار می دهند.
اینجا را ببینید.نتیجه بخش ورزشی اش این است.یا اینکه RSS همین وبلاگ را با اندکی ناقصی ببینید.
RSS یعنی همین.یعنی تمام مطالب نوشته شده یک وبلاگ یا سایت، بدون قالب آن!

حالا این RSS به چه دردی میخوره؟

کمترین کار اون اینه که وقتی بلاگرولینگ دچار اسهال یا محبت بسته شدن قرار گرفت؛ شما مجبور نیستید مثل عهد بوق یکی یکی روی لینک ها کلیک کنید!

چطوری؟

در حال حاضر برای خواندن راحت تر RSS برنامه های مختلفی نوشته شده است.
برای شروع من Google Reader را با پشتیبانی عظیمش پیشنهاد نمی کنم!!!
پیشنهاد من برای شروع Feed Reader است!

چرا؟
برای اینکه برنامه مثل ماست و یا حتی دوغ! از فارسی پشتیبانی می کند.تا این حد که مراحل نصب هم با انتخاب زبان فارسی، مثل شیر پاستوریزه می شود!

اما با این برنامه چیکار کنیم؟

بعدا میگم آقا…بعدا میگم خانم

اما یک نکته اساسی رو یادتون باشه!

روزهای اول تک تکی کلیک میکردیم.بعدش بلاگرولینگ و بلاگرد نجاتمون داد!
به فکر روزهایی باشیم که اسهال یا محبت بسته شدن بر میگرده!.

دیدگاه‌ها برای RSS بسته هستند
برچسب ها :
دسته بندی : فیدخوانی

چادر

_ چند شبی هست که پشت سر هم خواب های آشفته میبینم.خواب زنی که نمی بینمش که از بس روشن است، تاریک است و در حجاب است و نمی شود دیدش.و چادری که خاکی است…

_ گفتی خدا تو را طلبیده و تنها! اصلا سر از کارهای تو و خدای تو در نمی آورم.طلبیدن کدام است؟قرعه می کشند و پول می دهیم و هواپیما سوار می شویم و هتل می رویم و خودمان پا داریم و پول و امکانات! دیگر چه طلبیدنی؟

گفتی: الحمدلله رب العالمین!

_ باز خواب دیدم!

اتاقی بود که عطر یاس می داد و دستی از نور که نمی دیدمش، بس که پر نور بود.قلمی که آن هم از نور بود به دست گرفته بود و می زد به دواتی که از آن نور بیرون می زد و می نوشت.صدای زنی می گفت _و نمی دانی چه صدایی بود آن صدا. حالا که دارم می نویسمش حسرت می خورم که کاش باز آن صدا را بشنوم _ آن صدا می گفت: هر حرکتی که قلم دارد برای نوشتن؛ نه از قدرت قلم است که از قدرت دست است اما دست می نویسد با قلم.قلم می نویسد و دست می نویسد و آنچه دست و قلم می نویسد یکی است و قلم می نویسد به جوهرهای دوات.پس دست می نویسد و قلم می نویسد و جوهر می نویسد و البته همه یکی هستند!

سر جنباندم و دیدم که نوشته بود «ن» و آن می درخشید.مثل ماه بدر کامل!

_ معجزه؟ گفتی معجزه اینجا نباشد؛ کجا باشد؟ صدای بال فرشته ها را نمی شنوی؟

_ گفت سرها را بالا بگیرید و سجده کنید!

همه سجده کردند و من خشک ایستادم.خشکم زده بود.

چه می دیدم؟

سنگی بزرگ در پهنه سفید زمین و آبی آسمان با چادری مشکی!

_ گفت توحید این است که وقتی به خود خورشید نمی توانی نگاه کنی؛ از بس پر نور است؛ از نورش غافل نشوی! رشته ای نور بگیری و جلو بروی تا به مقام قرب منبع نور برسی.

_ باز هم خواب دیدم.اینبار بانوی چادر سپید را خواب دیدم که لبخند میزد بین آن همه نور.دلم می گفت همان بانوی چادر مشکی خاکی است.همانی که دیدی.همانی که گوشه کوچه بنی هاشم چادرش خاکی شد…

.

دیدگاه‌ها برای چادر بسته هستند
دسته بندی : شخصی, عمره دانشجویی

بنزین

 

الف)

عمارت هم کم کم داره راه می افته.

حالا که دیگه عنوان معاون اداری مالی نیست؛ راحت تر میشه بعضی حرف ها رو زد!

 

ب)

بحث در مورد سهمیه بندی بنزین از داغ ترین بحث های این روزهای دنیای اینترنت ایران شده است.

هر کسی هم نظری داره.

حمید جان هم مطلبی نوشته که پیشنهاد میکنم مطلبش را حتما بخوانید.

 

 

من مخالف کامل اجرای چنین طرحی در اوضاع و احوال فعلی کشور هستم.

چرا؟؟

 

۱)

ما ایرانی ها یاد گرفته ایم تا در سختی قرار نگیریم؛ قدر ندانیم.حتی یاد نگرفته ایم که چگونه بدون قرار گرفتن در سختی ایجاد شده توسط خودمان یا توسط دیگران به صورت اجباری!!، کار انجام دهیم.

این ایراد آنقدر بزرگ است که وزیر کشورمان در جواب به پیامد های دو نرخی شدن قیمت بنزین و سهمیه بندی آن در سال گذشته گفت که مردم باید ریاضت بکشند!!! *

این حرف نشان دهنده این است که در بین اعضای هیات وزیران، یک نفر اشکال بزرگ مردم ایران را به خوبی درک کرده و در اکثر تصمیم گیری ها به این اصل رجوع می کند.

حالا شما تصور کنید که در کنار این شخص، اشخاص دیگری هم باشند که چنین طرز تفکری داشته باشند و بیشتر تصور کنید که قرار است یک برنامه کلانی مثل سهمیه بندی بنزین برای مردم ایران با تصمیم گیری این اعضا اجرا شود.

 

۲)

پیامد های اجرای چنین برنامه ای به این صورت، بسیار وحشتناک تر از اجرای یک برنامه منظم تر به صورت مخفی+عمومی و یا کاملا عمومی است.**

اولین پیامد اجرای آنی این کار، گرانی، به هم ریختن نظم عمومی، سخت شدن زندگی برای قشر متوسط به پایین و نهایتا شروع همان ریاضتی است که وزیر کشور نوید داده است.

ریاضتی که برای کشوری مثل ایران که بیش از ۶۰ درصد ملت آن قشر متوسط هستند اصلا جالب نیست!

 

۳)

پیامد های تقریبا وحشتناک اجرای این طرح (تا به امروز که فقط ۲ روز گذشته) یک جواب بسیار بسیار مناسب برای آزمایش انجام نشده ای از سوی همان کشورهایی است که قصد تحریم بنزین، برای کشور ما را دارند.با اجرای تقریبا نسنجیده این طرح، کاملا مشخص شده که اگر واردات بنزین کاملا قطع شود و ما فقط همان ۴۰ درصد تولید داخلی را داشته باشیم؛ چه اتفاقی می افتد؟

 

 

دلائل دیگری هم وجود دارد که من تنها به همین ها بسنده میکنم.اما شاید پیشنهاد  زیر راه حل مناسب تری برای اجرای سهمیه بندی بنزین بود.

البته شاید!

 

 

به نظر شما ۴ سال زمان کمی است؟

آیا ۴ سال فرصت کافی و مناسب برای قوی کردن پشتیبان بنزین (گاز) نیست؟

اگر این دولت ادعا می کند که از لابی ها نمی ترسد و به حرف های پشت پرده هم اعتنایی ندارد؛ پس می توانست با یک برنامه ریزی اصولی تر این طرح را اجرا کند.

چه برنامه ای؟

 

مثلا دولت می توانست به شرکت ملی پخش و فراورده های نفتی چنین اعلام کند:

شما ۳ سال فرصت دارید که با توجه به جمعیت حال و پیش بینی ۴ سال بعد، تمامی شهرستان ها و مراکز استان ها را به جایگاه های سوخت گاز مجهز کنی!

 

همچنین دولت می توانست به شرکت های خودروسازی اعلام کند که:

شما ۳ سال فرصت مطالعه، تست و اجرای پروژه گازسوز کردن خودروها را دارید!

 

همچنین خود دولت می توانست در طی ۳ سال ، ابتدا کارت سوخت را بخرد، آن را به میان مردم تقسیم کند، میزان سهمیه بندی را برای ۴ سال بعد تعیین کند و …

 

همچنین در سال چهارم، دولت با اعلام رسمی اجرای طرح آزمایشی سهمیه بندی بنزین (به شکلی بهتر از شکل فعلی و با سهمیه بالاتر) مشکلات های احتمالی را شناسایی و رفع نماید.

 

نهایتا در سال پنجم طرح سهمیه بندی نهایی اعلام شود! (البته از سوی دولت بعدی!!)

 

 

حال مزایای این طرح چیست؟

 

بزرگترین مزیت این طرح، حضور پشتیبان بنزین و آزمایش آن توسط مردم!! در سال چهارم است.

مزیت دیگر اینکه با آشنا شدن مردم و اعلام رسمی سهمیه بندی بنزین به شکلی مثل حال، مشکلات فعلی را نخواهیم داشت!

همچنین می توانیم بعد از عدم وابستگی به بنزین (به شکل انبوه فعلی)، با اجرای برنامه ای منظم تر در طول چند سال و با استفاده از صرفه جویی که در هزینه خرید بنزین با اجرای این طرح بوجود می آید؛ چندین پالایشگاه بسازیم!

 

البته تمام این شبه رویا !!!! منوط به زمانی است که ما ایرانی ها یاد بگیریم که بند شماره ۱ را می توانیم فراموش کنیم!!!

 

 

*خواندن کاملا مصاحبه را توصیه می کنم.مطالب جالبی در آن وجود دارد.

** منظورم از برنامه منظم همین پیشنهاد بود که اگر ترس تحریم را در همان زمان ۴ ساله داریم؛ می توانیم به صورت ابلاغ مخفیانه به نهاد های مربوط آن را انجام دهیم و یا اینکه اگر نمی ترسیم؛ مردم را کم کم با طرح آشنا کنیم!!

 


در پایان نیز دعاهایی را برای رفع بلایای ناخواسته عنوان می کنیم.

 

الهی ما را از زندان اوین دور بدار.

خدایا ما را از اتهام تشویش اذهان عمومی حفظ نما.

خداوندا ما را از جرم اقدام علیه امنیت ملی محافظت بفرما.

معبودا ما را از تمام شاکیان خصوصی و عمومی در امان بدار.

پروردگارا ما را به زندگی خودمان در سایه عنایت و محبت خود حفظ نما.

 

آمین.

 


پ.ن: مثلا یکی از معایب کارت سوخت و سهمیه بندی این میتونه باشه که از طرف من آغاز میشه:

آگهی مزایده: فروش فوری بنزین یک موتور سیکلت با ظرفیت ماهانه ۳۰ لیتر، روزانه ۱ لیتر و حداکثر ۱۰ لیتر در روز و با قابلیت ذخیره ۴ ماهه، مربوط به مدیریت این وبلاگ!!!

 

این دفعه شدیدا دعاهای آخر رو بخونید!!!

 

.

دیدگاه‌ها برای بنزین بسته هستند
دسته بندی : عمومی

رنج

 

 

اینجا حتی زمانی که بروز شدنش را خبر ندهی و نظراتش را ببندی؛ باز هم در دلت رنجی است که سراسر نوشته هایت را تکه تکه می کند.

رنجی که از عکس العمل آنهایی که می آیند و می خوانند و در ذهنت تصور می کنی.

هیهات که آن رنج چند برابر می شود؛ آنگاه که ساعت هایی بعد همه آنها یکی یکی به واقعیت می پیوندد.

 

.

دیدگاه‌ها برای رنج بسته هستند
دسته بندی : شخصی