hossein.bushehr.ws

پنهان چو دل

ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم
تو کعبه‌ای هر جا روم قصد مقامت می کنم
هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری
شب خانه روشن می شود چون یاد نامت میکنم
گه همچو باز آشنا بر دست تو پر می زنم
گه چون کبوتر پر زنان آهنگ بامت می کنم
گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل می زنی
ور حاضری پس من چرا در سینه دامت می کنم
دوری به تن لیک از دلم اندر دل تو روزنی است
زان روزن دزدیده من چون مه پیامت می کنم
ای چاره در من چاره گر حیران شو و نظاره گر
بنگر کز این جمله صور این دم کدامت می کنم


.

این مطلب در دسته بندی عمومی قرار دارد . مطلب بعد از آن خواب می باشد و مطلب قبل از آن اشک مهتاب می باشد .


۶ پاسخ برای پنهان چو دل