hossein.bushehr.ws

روح

هر چه شهری بزرگتر باشد؛ روح انسان های ساکن در آن شهر کوچک تر می شود و مصرفی تر.

این مطلب در دسته بندی روزنوشت قرار دارد . مطلب بعد از آن نادر ابراهیمی می باشد و مطلب قبل از آن قهرمان می باشد .


۱۵ پاسخ برای روح

  • محمود :

    ۴ خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۹:۳۳ ق.ظ

    میگم تو دیگه از این چیزا نباید بنویسیا. باید از این نامه های فدایت شوم و حرف های عاشقانه برای …… بنویسی 😀

  • هادی :

    ۴ خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۱۲:۳۴ ب.ظ

    فعلا تو شهری کوچک دارم زندگی میکنم

  • فاطمه :

    ۴ خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۳:۱۰ ب.ظ

    هاااااا ؟؟؟

    عامو نکن از ای چیا شو روح میاد تو خوابمونا :mrgreen:

  • میلاد :

    ۴ خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۴:۰۱ ب.ظ

    فکر می کنم بزرگی و کوچکی روح آدم ها به وسعت ایمان و بینش و بصیرتشان مرتبط است نه به کوچکی و بزرگی شهر ها. بزرگی و کوچکی شهر ها بیشتر روی عادات زندگی مردم تاثیر می گذراند

  • کوچولونوشته های جنوبی ها :

    ۵ خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۸:۱۰ ق.ظ

    سلام/شما انتخاب شده اید تا ببینید ((کوچولونوشته های جنوبی ها )) و این سعادت بزرگی است که نصیب شما شده است.
    http://hombolo.blogfa.com/
    اگر میلتان بود و عشقتان کشید لینکمان کنید وگرنه لگدمان!!!

  • پويا :

    ۵ خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۹:۴۹ ق.ظ

    سلام ….
    عامو اینجا اصلا روح ندارن … چه برسه بخواد کوچیک باشه!!

  • لی لی پوت :

    ۵ خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۱۱:۰۳ ق.ظ

    ولی بی تاثیر هم نیست…

  • جرعه :

    ۵ خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۱۱:۱۸ ق.ظ

    من جرعه هستم همون (آمدم با فکری تنها) ، نمیدونم چرا از دور هم جمع شدن انسانها می هراسی ؟ نمیدونم چرا باید دیوارهایمان انقدر بلند باشد تا دور از هم باشیم ؟ چرا باید …..
    ریشه های یک تفکر از سرتاپای متن پیداست.
    اگر روح ادما کوچک میشه به بزرگی جامعشون ربطی نداره به سطح شعورجامعه و ادماش مربوطه که چطور در عین بزرگ موندن با هم بزرگتری رو بسازند نه اینکه برای پیدا بودن (بزرگ موندن) از بزرگ ساختن بترسند.

  • طارمه :

    ۵ خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۱:۱۱ ب.ظ

    ۱) شما را دعوت می کنم به اولین جمله از آخرین پیغامتان در این مطلب http://hossein.bushehr.ws/?p=1060 که خطاب به من نوشته اید:
    ” اولا از اخر شروع میکنم نظر شما در مورد تفکرات من مهم نیست قضاوت بعهده خوانندگان. ”

    مادامی که انتهای یک بحث، چنین جمله ای و رها نمودن پاسخ دادن باشد؛ رد و بدل کردن پرسش و پاسخ نتیجه ای نخواهد داشت.

    ۲) در مورد ریشه های تفکر متن و مابقی پاسخ های بعد از آن نیز رجوع کنید به:
    کتاب یک عاشقانه آرام – چاپ چهاردهم – نوشته نادر ابراهیمی – فصل دوم: در قلب آن واقعه – صفحه ۱۹۱ – سطر ۶ و ۷

  • جرعه :

    ۵ خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۲:۲۲ ب.ظ

    شما هنوز متوجه نیستید که پاسخ به نظرات طرف مقابل خود نوعی ابراز اهمیت داشتن طرف مقابل و تلاش جهت بهتر ساختن تفکراتمان است . حال اگر شما قصد دیگری دارید خدا داند…..
    مطمئن باشید قضاوت بعهده خوانندگان است …
    به شما نصیحتی میکنم : بجای فرا فکنی بفکر تصحیح نظراتمان باشیم .
    من هر که بودم و هستم مهم نیست مهم حرفی است که میگویم ….

  • احسان دهقانی :

    ۶ خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۵:۰۳ ب.ظ

    با اینی نوشتی مخالفم و کاملا با میلاد موافقم
    البته به قول لی لی پوت بی تاثیر هم نیست اما مطلق هم نیست!

  • فروغ :

    ۸ خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۱۰:۵۸ ق.ظ

    من با این حرفت موافقم.هر چه شهر بزرگتره مهر و محبتا کمتره.هر کسی به این فکر میکنه چه جوری اونو بزنه که خودشو بالا بکشه.اینو تو شهر کوچیکم دیدم این از حسادته از بخل و کینه ای که ما از توهماتون برای خودمون به وجود میاریم.پس حرف میلادم درسته.مهر و محبت شهرای بزرگ واسه یکی دو روزه اوله که مهمونی.وقتی قرار باشه باهاشون زندگی کنی اونوقته که متوجه میشی.همه چی ۵۰-۵۰،هیچ چیز ۱۰۰ درصد نیست.

  • hamid :

    ۹ خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۹:۳۲ ب.ظ

    پس واسه همینه که من دلم راضی نیست از آبدون بیام بوشهر ، اصلا یه پیشنهاد ، هر آدمی رو بذارن توی یک رویستای یک خانواری ، اینجوری خیلی بهتهرها ، بخدا !!!! دارمت رفیق اساسی ، رسما دعوتت میکنم به شام ، زمان : هر وقت از آبدون رد شدی ، مکان : جای کاخ منو بلدی .

  • طارمه » Blog Archive » نادر ابراهیمی :

    ۱۲ خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۱۲:۳۸ ب.ظ

    […] مرحوم نادر ابراهیمی اگر می دونست که بعد از فوتش، برای دو خط از کتابش، از همشهری خودش، فحش ناموسی میخوره؛ هیچ وقت […]

  • hamed :

    ۱۵ خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۲:۳۴ ق.ظ

    روز زن مبارک باد
    همچی با هم سرت آمد :mrgreen: