hossein.bushehr.ws

رفتن

من آماده رفتنم!

و در درونم اشتیاق بزرگی است که بی صبرانه چشم به راه وزش باد بر بادبان ها است.

دوست دارم یک بار در آن فضای آرام نفس بکشم.

و نگاه پر مهری را به پشت سر بیاندازم.

آنگاه در کنار شما بایستم؛

دریانوردی در میان دریانوردان دیگر.

اما تو ای دریای بزرگ!

ای مادر خفته!

تو ای دریای بزرگ که جویبار و رود، آرامش و آزادی خود را تنها در تو می یابند.

بدان که این جویبار تنها یک بار خواهد جوشید.

و از این پس دیگر صدای شر شر آن را در این معبر نخواهی شنید.

به سوی تو خواهم آمد؛

قطره ای رها؛

به سوی اقیانوسی آزاد!


.

این مطلب در دسته بندی عمره دانشجویی قرار دارد . مطلب بعد از آن مبعث می باشد و مطلب قبل از آن سفر می باشد .


امکان بیان دیدگاه وجود ندارد ..!