hossein.bushehr.ws

دیواره های اجتماعی

دیواره های اجتماعی، همان حصار هایی هستند؛ که برخی از افراد جامعه، بر اثر رفتارهای گاه ناشایست، از نظر اجتماعی که در آن زندگی می کنند؛ و گاه عدم رعایت حدود و خطوط قرمز مربوط به هر فرد، از سوی دیگر افراد اجتماع، به دور خودشان می کشند؛ تا از گزندِ آسیب های وارده از سوی آن افراد حتی از انتقادات و…. به دور باشند و مسائل شخصیتی خود در اجتماع را نیز حفظ نمایند. امروزه تمام انسانها از این دیوارها استفاده می کنند  و کمتر انسانی پیدا می شود که بر اثر همان مسائل ذکر شده؛ دیواری نداشته باشد. در همین راستا انسان های دیگر برای ورود و ایجاد ارتباط  اولیه و در نهایت ارتباط دائمی با  افراد اجتماع، باید با علم به امکان وجود چنین دیوارهایی و دلیل ایجاد آن، ضمن احترام به حقوق فردی شخص مقابلشان، سعی در شناساندن خود به فرد مقابل و ایجاد ارتباط اجتماعی  به شیوه صحیح و انسانی، نمایند. این دیوار ها که گاهی اوقات بسیار محکم و بلند هستند را رد کنند تا موفق به ایجاد رابطه دلخواه  با طرف مقابلشان شوند گاهی اوقات کار از دیوار فردی فراتر رفته و تبدیل به دیوارهای جمعی می شود. اما مسئله که وجود دارد و قابل بحث است : اگر این دیوار ها که نفس آنها درست است را بیش از حد محدود کنیم یا به جمعی چند نفری تبدیل کنیم که کسی راهی به آن پیدا نکند بسیار خطر ناک بود و ضررات جبران ناپذیری را به فرد و اجتماع  وارد می کند . پایه شکل گیری چنین دیوارهای بلندی در شخصیت افراد ریشه دوانده است  زیرا اصولا افرادی که به نوعی با ترس در اجتماع زندگی می کنند دیوار های بلند تری دارند و کمتر به دیگران می توانند اعتماد کنند به همین دلیل یا به تنهای اقدام به این کار می کنند یا به پناه آوردن به جمع یا اجتماع خاصی خود را محدود به همان جمع یا اجتماع می کنند و بسختی کسی را به خلوت خود یا جمعشان راه می دهند. این دیوار ها که حفره های زیادی را در اجتماع ایجاد کرده، باعث دور شدن افراد از همدیگر یکدیگر شده و هر کسی را محدود به ارتباط با افراد خاصی از اجتماع کرده است. این افراد با ورود به چنین جمعی که از لحاظ برخی خصوصیات به آنها نزدیک است و داری قوانین نوشته شده و یا نانوشته ای است که با درونیت فرد سازگار است؛ به نوعی اختیارات خود را از دست داده و تایع تصمیمات آن جمع، بوده شده و سعی در رعایت آن قوانین می کند.  قوانینی که هر چند کامل و ایده آل نیست؛ اما باعث بقای جمع و حضور فرد در جمع و بعضا دور شدن از مسببین ساخت دیوارهای فردیتی می شود. خواسته یا نخواسته موافق یا مخالف از سر گروهان و رهبران آن جمع خاص تبعیت می کنند تا جایی که تمام افراد را کنار زده و فقط در پی گروه خود می باشند  و هر چیزی که باعث جدایی آنها از جمع  شود را براحتی کنار می زنند حتی اگر خانواده آنها باشد. هر چند شکل گیری یک جامعه کامل و عاری از هر گونه ناهنجاری و دیوارهای فردیتی، در این زمانه، غیر ممکن به نظر می رسد؛ اما حداقل می توان به امید روزی امیدوار بود که انسان های اجتماع کل اجتماع را گروه خود بدانند  یا دیوار های اطراف خود را کوتاه تر کنندو به احساسات و عقاید دیگران احترام بگذارند و حتی این احترام را در نوشتار خود نیز رعایت کنند؛ چون زیرا انسانیت از همه چیز بالاتر است!

منبع اصلی
.

این مطلب در دسته بندی عمومی قرار دارد . مطلب بعد از آن گرگ ها می باشد و مطلب قبل از آن می باشد .


۲۳ پاسخ برای دیواره های اجتماعی

  • لی لی پوت :

    ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۲۹ ق.ظ

    من قول دادم چیزی نگم… ولی درسته

  • شکوفه یاس :

    ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۵۴ ق.ظ

    سلام
    درک این موضوع خیلی مهم هست مخصوصا در روابط اجتماعی حقیقی یا مجازی !
    احترام متقابل در گفتار یا نوشتار.
    برای رسیدن به هدف این جمله: انسانیت از همه چیز بالاتر است.

    رفتارهای انسانی با حفظ حریم ها و ارزش ها موجب تحکم و بهبود روابط در اجتماع و احساس امنیت و در نهایت ارتقا جامعه می شه.

    پ ن :
    اولش متوجه نشدم چرا متن رنگی و خط خوردگی داره.
    بعد که منبع رو دیدم متوجه شدم. می دونی یاد چی افتادم؟!

  • طارمه :

    ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۴۰ ق.ظ

    یاد چه چیزی؟

  • میلاد :

    ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۵۷ ق.ظ

    در تبیین مشکلات اثر بخشی گروه های اجتماعی از ۳ چیز نام برده میشه . اول اثر فشار گروه، دوم گروه فکری یا گروه اندیشی و سوم طفره رفتن اجتماعی یا همان زیر کار در رفتن.
    مطالبی که اشاره کردی اصولا در حوزه ی معنایی دو مورد اول قرار می گیرن و تا حدی پدیده ای طبیعی برای گروه ها هستن که البته اثر بخشی گروه معلول دفع این دام هاست. مهم ترین راه حل این مسائل دادن نقش های مستقل به افراد گروهه . به جای اینکه افرادی سعی در رهبری کردن – بصورت مطلق – داشته باشن. افراد گروه باید توان اعمال نظر داشته باشن تا گروه از گروه اندیشی در امان بمونه.

  • هواي شرجي :

    ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۲۷ ب.ظ

    یعنی میخی بگی ما داریم درس می خونیم سی کنکور؟عامو زیر دیپلم گپ بزن تا متوجه بشیم :mrgreen:

  • رضا عنصرسیار :

    ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۰۵ ب.ظ

    الان کار دارم… می خونم حتما…

  • هادی :

    ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۴۴ ب.ظ

    احترام نه فقط ظاهری و حتی در پس صحبت ها و در همه جا ها لازمه . هنوز کسی نشناخته بیاد به کسی بی احترامی کنه چه با شناخت چه بی شناخت جایز نیست .
    اما متاسفانه خیلی اوقات این که عده ای میان و بیش از اندازشون حرف میزنن تقصیر خودمونه که بیش از اندازه بهشون میدون دادیم و گنده تر از دهنشون حرف میزنن .
    در کل مرسی

  • صداقت یک مرد :

    ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۱۴ ق.ظ

    سلام
    حسین جون ما شاگردتیم ۸-O
    امیدوارم بتونم بعدا کامل تربنویسم

  • ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) :

    ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۱۴ ق.ظ

    درسته ، موافقم شدید

  • باسیدون :

    ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۲۹ ب.ظ

    قبلش بگم که موافقم
    به نظر من هر جامعه ای برای اینکه از گزند افراد به دور باشه میتونه این حصار رو داشته باشه . به هر حال وقتی جامعه ای شکل میگیره یه باید ها و نباید هایی پذیرفته و مزلم به رعایت اونها میباشد تا اون جامعه پایدار بمونه

  • امدم اما با فکری تنها :

    ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۱۴ ق.ظ

    متاسفم واسه تمام اونایی که از گروه گرایی استقبال می کنند افزایش گروه ها نشانه تضاد ها ست بجای ساختن دیوار سعی کنیم چنان جامعه ای بسازیم که همه در تمامی منافعشان مشترک باشند ، بیاییم بجای گسترش تضادها ، دیوارهای کوتایی بسازیم که بتوانیم از پشتشان محاسن دیگران را ببینیم نه فقط خودمان خودمان خودمان …

  • hamid :

    ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۰۲ ب.ظ

    کادو عروسیم چیکارش کردی ؟
    هان !!!!

  • طارمه :

    ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۵۶ ق.ظ

    نظر شما تناقض هایی دارد:
    ۱) شما متاسفید برای کسانی که از گروه گرایی استقبال می کنند و در انتها نیز مجددا برای فردگرایی یا به قول شما «دیدن خودمان» متاسفید؟؟
    ۲) شما برای گروه گرایی که خود یک جامعه بسیار کوچک است متاسفید. مگر همین گروه های کوچک و ارتباط آنها با یکدیگر نیستند که جامعه بزرگتر را می سازند؟ به طور مثال آیا می توان گفت که برای رسیدن به همان منفعت هایی که شما درباره آن صحبت میکنید؛ ایران باید یک استان (جامعه واحد) باشد تا منفعت های آن نیز به طور یکسان باشد و همه در یک جهت حرکت کنند؟
    ۳) زمانی می توان بخشی از حرف شما را قبول داشت؛ که گروه برخلاف هدف اصلی و مهم جامعه حرکت کند. به طور مثال جامعه ایده آل تمام بشریت ساخته شده است؛ اما گروه کوچکی، در صدد ویران کردن آن جامعه یا از بین بردن منفعت ها می باشند. در این صورت بخشی از حرف شما قابل قبول است. اما به نظر شما جامعه ایده آل بشری ساخته شده است و باید از ساختن گروه های کوچک نیز پرهیز کرد؟ و یا اینکه من در مطلبم دلیل ایجاد این دیوارها را چیزی غیر از نبودن یک جامعه آیده آل ذکر کرده ام؟
    ۴) به نظر می رسد بر خلاف نظر خودتان، دیوار شما آنقدر بلند هست که ترجیح داده اید مخفی بمانید.

  • طارمه :

    ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۵۸ ق.ظ

    محفوظ می باشد.

  • hamed :

    ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۴۳ ق.ظ

    عامو خو بچه دلش میخواد بیاد تومون
    ما باید خوشحال باشیم که چنین جعی داریم که خیلیا آرزوش دارن
    و باید مواظب باشیم که جمع خراب نشه
    من با فتوای شما که گفتید
    قال حسین :

    <>
    موافق هستم
    ولی البته اگه کسی مردش باشه و بگه و بقیه هم مرد باشن ناراحت نشن
    منتظر جلسه هستم تا نا گفته ها رو با سند بگم

  • hamed :

    ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۴۴ ق.ظ

    عاملین فتنه باید شناسائی و حذف شوند

  • امدم اما با فکری تنها :

    ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۰۸ ب.ظ

    اگر ایده ال نیستیم دلیل ندارد برای میل بسمت آن تلاش نکنیم ، اگر سوال سختی پیش روی ماست بنظر شما باید صورت را پاک کنیم یا عوض کنیم ! نه نه نه ما برای ساختن ایده آل زنده هستیم و تلاش میکنیم (هدفت را خورشید بذار تا اگر بیراهه رفتی لااقل در میان ستارگان باشی ) .
    این چه منطقی است که دیوارهایی بسازیم که در نهایت (درایده آل هایمان) باید خرابشان کنیم!!!!!!!!!!!!!!
    در ضمن بخاطر همان غیر ایده ال بودن است که گروه های کوچک با حرکت در خلاف مسیر اصلی ،منفعت همگان را بخطر می اندازند. پس بیاییم بجای تبلیغ گروه گرایی انگونه کنیم که همگان خودرا در یک گروه ببینند و حس کنند تا مجبور نباشند برای خواسته های خود به گروه که خود نوعی انزوا طلبی(از طرف مقابل) است رو بیاورند.

  • صداقت یک مرد :

    ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۲۷ ب.ظ

    منظورت چیه؟

  • هادی :

    ۲۰ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۲۹ ق.ظ

    منظورم کاملا کلی بود و نه منظور شخصی نسبت به شما داشته باشم .
    فکر کنم تو این چند سال خیلی از مسائل برامون اتفاق افتاده که همشون مدیون همون دیوار و حصار هستیم که تا الان موندیم سرپا .

  • طارمه :

    ۲۰ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۵۱ ق.ظ

    ۱) بخش اول مطلب شما کاملا صحیح است. من نیز با آن مخالفتی ندارم. یعنی وقتی جامعه ایده آل نداریم؛ باید با سعی و تلاش به سوی تشکیل آن حرکت کنیم. این کاملا منطقی است.
    ۲) از کدام بخش مطلب و پاسخ من چنین برداشتی کرده اید که دیوارها فقط در ایده آل ها از بین برود؟ مگر در مطلب، دلیل بروز چنین دیوارهایی ذکر نشده است؟ مگر می توان حرکت به سمت ایده آل داشت و عده دیگری در صدد تخریب این هدف باشند و دیوارهایی برای دور کردن این افراد از هدف اصلی نساخت؟ مگر قانون، در هر جمع، گروه کوچک و یا حتی جامعه بزرگ، برای میل به سمت یک هدف که همانا ایده آل بودن و جلوگیری از بیراهه رفتن آن اجتماع نیست؟ به نظر شما همین قانون یک دیوار نیست که با موافقت افراد، به دور آنها گذاشته می شود تا آنها را از بیراهه رفتن حفظ کند؟ آیا همین قانون نیست که مانع از ورود عواملی میشود که منفعت اجتماع را به خطر می اندازد؟ هر چند بنده در مطلبم نیز هر قانونی را نیز کامل و ایده آل ندانسته ام و همیشه باید به سمت همان ایده آل رفت.
    ۳) شما با چه دلیل و یا سندی تاکید می کنید که گروه ها بر خلاف مسیر اصلی حرکت می کنند؟ آیا شما از هدف و مسیر اصلی همه گروه ها اطلاع دارید که با جدیت آن را به همه آنها تعمیم داده و معتقدید باید آنها دست از گروه گرایی بردارند؟ به نظر شما گروه حافظ محیط زیست ( به هر نام و یا تشکلی) در خلاف مسیر اصلی یک جامعه ایده آل حرکت می کند؟ آیا می توان گفت فعالیت های این گروه که در صدد حفظ محیط زیست اطراف ما هستند؛ منفعت ما را به خطر می اندازند؟ هر چند ممکن است تصمیمات برخی افراد آن منجر به فعالیت های نادرست و یا همان به خطر افتادن منافع طبیعی اجتماع شود؛ اما به نظر شما باید از تشکیل چنین گروهی بنا به نظر شما که گروه ها بر خلاف مسیر اصلی و منفعت همگان می شود؛ جلوگیری کرد؟
    ۴) می توانید دلیل منطقی و قانع کننده ای را برای حضور یک فرد در یک گروه و منزوی شدن آن ارائه کنید؟ چگونه می شود که یک فرد از تنهایی به یک گروه بپیوند و بدلیل پیوستن به یک گروه، منزوی شود؟
    ۵) مجددا بند ۴ پاسخ قبلی خود را جهت اطلاع جنابعالی تکرار میکنم:
    به نظر می رسد بر خلاف نظر خودتان، دیوار شما آنقدر بلند هست که ترجیح داده اید مخفی بمانید.

  • آمدم اما با فکری تنها :

    ۲۰ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۵۸ ب.ظ

    اولا از اخر شروع میکنم نظر شما در مورد تفکرات من مهم نیست قضاوت بعهده خوانندگان.
    شما چه معیاری برای تشخیص درستی اهداف گروه ها دارید ،همه خود را بحق میدانند پس از کجا بدانیم چه گروهی برحق است در ضمن درستی نظرات نسبی است شاید انتخاب چندین تفکر از چندین گروه و تلفیق انان ایده ال ساز باشد پس با گروه های مختلف که هر یک حرف خود را میزنند و مبلغ تفکرات خود هستند چه کنیم ؟ در ضمن حرف بر سر ۲ گروه نیست گروه سازی های اجتماعی ساختار اجتماعی جامعه را ۱۰۰۰ تکه میکند که نتیجه ای جز تعصب زایی و رشد تفکرات منفعت طلبی بجای مصلحت اندیشی برای جامعه نخواهد داشت .

  • طارمه :

    ۲۱ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۴۲ ق.ظ

    ۱) می شود دقیق تر منظور خط اول پاسخ خود را بیان کنید؟به دلیل اینکه ارتباط ما نوشتاری است؛ جمله شما ایهام دارد و من بدون دانستن منظور دقیق شما، نمی توانم قضاوتی درباره آن بیان کنم.
    ۲) من معیاری برای تشخیص درستی اهداف گروه ها اعلام نکردم. حتی در مثال گروه حافظ محیط زیست نیز که در پاسخ قبلی ام عنوان کردم؛ این خط را عنوان نموده ام:
    «هر چند ممکن است تصمیمات برخی افراد آن منجر به فعالیت های نادرست و یا همان به خطر افتادن منافع طبیعی اجتماع شود…»
    من از شما که گفته بودید:
    «بخاطر همان غیر ایده ال بودن است که گروه های کوچک با حرکت در خلاف مسیر اصلی ،منفعت همگان را بخطر می اندازند…»
    سوال پرسیدم که سند و مدرک لازم خود را برای چنین جمله ای بیان کنید. بنده که در پاسخ قبلی خودم احتمال تصمیمات نادرست و فعالیت های در پی آن را عنوان نمودم.
    ۳) خداوند نعمت عقل و تفکر و از همه مهمتر، اختیار در تصمیم گیری را به انسان عطا کرده است. با وجود این نعمت ها و حجم عظیم اطلاعاتی که در جهان و به خصوص همین دنیای مجازی وجود دارد؛ آیا نمی توان با سعی، تلاش، تفکر و تعقل، راه درست را تشخیص داد؟
    ۴) به نظر شما می توان در این دنیایی که میلیاردها انسان در آن زندگی می کنند؛ گروه ها را حذف و همه را در یک جهت حرکت داد؟ چطور می توان تفکرات همه را یکسان نمود که در پی آن یک اجتماع بدون گروه های متفاوت داشت که در نهایت به قول شما:
    «نتیجه ای جز تعصب زایی و رشد تفکرات منفعت طلبی بجای مصلحت اندیشی برای جامعه نخواهد داشت.»
    نداشته باشد؟
    بگذارید یک مثال بسیار ساده در ارتباط با این بند و بند ۳ بزنم:
    آیا شما حاضرید در کشور کره شمالی که رهبر آن یک سیاست مطلق و ایده آل از نظر خود را پیاده کرده است و مردم را ملزم به رعایت آن نموده است؛ زندگی کنید؟
    ۵) مجددا بند ۴ پاسخ های قبلی خود را جهت اطلاع جنابعالی تکرار میکنم:
    به نظر می رسد بر خلاف نظر خودتان، دیوار شما آنقدر بلند هست که ترجیح داده اید مخفی بمانید.

  • hamed :

    ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۱۸ ب.ظ

    چه خر تو خر شده