hossein.bushehr.ws

دعوتی دیگر

وقتی تمام آجرهایی را که با دقت روی هم چیده ای؛ میان این روزهای پر از تلاطم و اندوه همگانی، فرو می ریزد.
وقتی تمام آنچه را که بند به بند تنظیم کرده بودی و نوشته بودی که امروز با شادمانی بیرون آوری؛ میان این غصه های مردم، پاکشان می کنی.
وقتی دیگر حتی حس درست و حسابی هم برای نوشتن آن خبر نداری.
وقتی حتی در آخرین پله جمع شبانه نیز نمی گذاری آنچه را که از من می خواسته ای انجام دهم.
باید چیکار کنم؟
باور کنم که حرف های او حقیقتی تلخ بوده که کفر می گویم که شده ام برای دیگران بشیر و نذیرا؟ یا اینبار هم قصد داشته ای امتحانم کنی یا …

حرفی برایم نمانده جز…
شکر که دوباره دعوتم کرده ای.
—-

پ.ن: پنهان ها را امروز اجازه آشکاری دادم.

آخرین برگ

امروز

وصال.

این مطلب در دسته بندی عمره دانشجویی قرار دارد . مطلب بعد از آن سرزمین رویاها می باشد و مطلب قبل از آن هیدرولوژی می باشد .


۱۱ پاسخ برای دعوتی دیگر