hossein.bushehr.ws

بی انتها لطف مردم

ما اسیر بازی های سیاسی انسان هایی هستیم که ریشه در میز و صندلی کرده اند و جز بیچارگی هیچ چیز برای ما به ارمغان نمی آورند.

اما

بی انتهاترین سپاس ها بماند برای مردمی که بی توجه به آنها به یاری هم نوعان خود می شتابند.

مرسی از لطف همه بزرگوارانی که آمدند و با همه بی نظمی های ناخواسته، تا انتهای برنامه در کنار ما ماندند.

مرسی از همه مهربانی های شما.

و سپاس و تشکر از تک تک بچه های اجرایی گروه که برای برگزاری جشن تلاش های بی وقفه خود را انجام دادند.

و تو ای بی همتا

از اینکه در سالگرد احرام دوباره، نا امیدم نکردی؛ شکرت را به جا می آورم که جز آن هیچ ندارم..

این مطلب در دسته بندی عمومی قرار دارد . مطلب بعد از آن یک لبخند کوتاه می باشد و مطلب قبل از آن پله پله تا خورشید می باشد .


۹ پاسخ برای بی انتها لطف مردم

  • ردپا :

    ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ در ساعت ۸:۳۷ ب.ظ

    دست شما هم خیلی خیلی درد نکنه .
    زحمت زیادی برای جشن کشیدید. امیدوارم تو تمام مراحل موفق باشید.

  • هادی :

    ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ در ساعت ۸:۵۸ ب.ظ

    اجرت ب خدا حاجی
    واقعا خسته نباشی

  • پدرام :

    ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ در ساعت ۹:۱۹ ب.ظ

    خسته نباشی حسین جان.

    ما که متاسفانه لیاقت حضور در این جشن رو نداشتیم.

    شانس هم نداشتیم…

    یه سری به ما بزن.

  • مهیار :

    ۳۱ مرداد ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۴۰ ق.ظ

    سلام. من که واقعا خیلی بهم خوش گذشت. جمعه صبح هم از بوشهر میرم و این جشن یادگار خوبی بود برام تا هر زمانی که دوباره برگردم. واقعا از صمیم قلب ازتون تشکر میکنم به خاطر تمام زحماتتون. ما قدر کاراتو میدونیم بخدا حاجی!!! ایشالله خدا پشت و پناهت، همیشه زنده باشی…

  • جامعی :

    ۳۱ مرداد ۱۳۸۷ در ساعت ۲:۰۷ ب.ظ

    سلام ، خوبین
    کار خوب موندگاره .
    با مطلبی با عنوان ” خام یا پخته ” به روزم .
    تشریف بیارین .
    خوش باشی .

  • پهلوزاده :

    ۷ شهریور ۱۳۸۷ در ساعت ۶:۰۸ ب.ظ

    سلام
    وبلاگ خوبی داری ، به من سر نمیزنی .

    حاجی کجایی ؟ نیستی ؟ یا ما پاتو از اینترنت کوتاه کردیم .

    در هر حال مو بخاطر اون تندیس هم که شده ، باید یه ناهاری بیام اونجا .

    البته این دفعه با دفعه های قبلی فرق میکنه ، حمید دیگه عوض شده ، ببینیش نمیشناسیش 🙂

    چاکریم مهندس
    دلم سیت کمی تنگ شده :))

    خدافظ
    به کاسکو هم سلام برسون . 🙂

  • معصوم :

    ۱۰ شهریور ۱۳۸۷ در ساعت ۷:۳۸ ق.ظ

    سلام حسین جان
    انروز نشد خدمت برسیم عرض ادبی بکنیم ؛ کار پیش امد !
    به نظر من طرز نوشتاریت تو اون سفرنامه شبیه نوشته های پگی ساموئل( زندگی نامه نویس ) بود. خیلی جذاب و ساده ؛
    پگی ساموئل میگه : وقتی قلم رو میزارم رو کاغذ ؛نمیدونم کی و کجا میخواهد اروم بگیره-راستی امریکای هم بود-
    کاش تکرار میشه

  • معصوم :

    ۱۰ شهریور ۱۳۸۷ در ساعت ۷:۳۸ ق.ظ

    سلام حسین جان
    انروز نشد خدمت برسیم عرض ادبی بکنیم ؛ کار پیش امد !
    به نظر من طرز نوشتاریت تو اون سفرنامه شبیه نوشته های پگی ساموئل( زندگی نامه نویس ) بود. خیلی جذاب و ساده ؛
    پگی ساموئل میگه : وقتی قلم رو میزارم رو کاغذ ؛نمیدونم کی و کجا میخواهد اروم بگیره-راستی امریکای هم بود-
    کاش تکرار میشه

  • lilipot :

    ۱۴ شهریور ۱۳۸۷ در ساعت ۱۱:۰۶ ق.ظ

    جای ما هم خالی