hossein.bushehr.ws

افکار پراکنده

۱) مانده ای با این همه مافیا و دلالی عشوه و زبان در این خراب شده چگونه به سرانجام برسانی عاقبت خود را.

۲) صداهایی می آید از ردیف بالا در نیمه شب که تو به خود می گویی کاش کف هایشان را موکت کرده بودم!

۳) دوست داری طارمه باشی نه آن اسم های حقیقی. خب اینبار نیز تذکری باشد دوباره!

۴) فرهنگ آپارتمان نشینی ندارند در صدای بلند ضبط و رسانیدن صدای دعوایشان تا پارکینگ!

۵) مانده ۴۰ روز ناقابل تا برسد به آخر ای حبیب.

۵) مدتهاست با دوست دخترت بهم زده ای و ما دیگر مضحکه ای برای رفتار پلیسی – آماتورت! نداریم.

۶) و  این دختران حال به هم زن شاغل که خود را می فروشند در نمایش برای جلب مشتری.

۷) عطر، چاره بوی عرق نیست. حتی برای دخترک بغل دستی من در اتاق مردانی.

۸ ) کجای دخترک کناری من را دید میزنی؟ آبرویت را ببند که بیدار شده است!

۹) آری. دنیا را باید از بیشعورها گرفت. حتی از آنها که خود عمل می کنند و بعد در پی دلیل سکوت دیگرانند!

۱۰) چرا فکر کرده (کرده اند) که سکوت و رفتار حال من نشانه حق آنان است؟.

این مطلب در دسته بندی عمومی قرار دارد . مطلب بعد از آن رابطه می باشد و مطلب قبل از آن می دونی؟ می باشد .


امکان بیان دیدگاه وجود ندارد ..!